وحشی | گزیده اشعار | غزلیات | غزل ۸۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست بد میرود این راه و روش هیچ نکو نیست دوری نگزیند ز رقیبان سر مویی با ما کشش خاطر او یک سر مو نیست پیش تو سبب چیست که ما کم ز رقیبیم آیین وفاداری ما خود کم ازو نیست گویی سخن از مهر به هر بیره و رویی هیچت ز همآوازی این طایفه رو نیست زین در برود گر غرضت رفتن وحشیست حاجت به تغافل زدن و تندی خو نیست