وجهه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(و ه) [ ع. وجهة ] (اِ.)<BR>۱- طرف، جانب.<BR>۲- اعتبار، آبرو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(و ه) [ ع. وجهه ] (اِ.) ۱- طرف، جانب. ۲- اعتبار، آبرو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وجهة. [ وَ ج ُ هََ ] (ع ص ) مؤنث وَجُه ْ؛ یعنی زن باقدر و منزلت . (ناظم الاطباء). رجوع به وَجُه شود.
وجهة. [ وُ هََ ] (ع اِ) روش و طریقه . (ناظم الاطباء). ◄ سوی و کرانه . (منتهی الارب ).
وجهة.[ وِ هََ ] (ع اِ) روش و طریقه . (ناظم الاطباء). ◄ سوی و کرانه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).آنجا که روی کنند. (مهذب الاسماء). موضعی که به طرف آن رو کرده شود. (غیاث اللغات ). ◄ دین . ◄ قبله . (مهذب الاسماء). ◄ اعتبار: وجهه ٔ ملی . ◄ صفحه . یک روی نامه : هو مجلدة ضخمة تحتوی علی عشرین کراسه فی کل وجهة عشرون سطراً. (معجم الادباء چ مارگلیوث ج ٢ ص ٥٦).
مترادف و متضاد واژهدان
آبرو، اعتبار، حیثیت، خوشنامی مقصد
واژگان فارسی سره واژهدان
نیکنام، سرشناس، خوشنام
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی