وثیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ) [ ع. ] (ص.) محکم، استوار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ) [ ع. ] (ص.) محکم، استوار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وثیق . [ وَ ] (ع ص ) استوار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). استوار و محکم . (ناظم الاطباء). ج، وِثاق .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : متفق گشتند در عهد وثیق که نگرداند سخن را یک رفیق . مولوی . - ثوب وثیق ؛جامه ٔ نیک بافته . (مهذب الاسماء).
مترادف و متضاد واژهدان
استوار، محکم استوار، مستند، مطمئن، موثق