وثیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ) [ ع. ]<BR>۱- (ص.) نرم، لین.<BR>۲- فراش. ؛فراش ~ بستر نرم.<BR>۳- (اِ.) جامهای که بر بالای جامهها پوشند.<BR>۴- پارچهای که در آن جامه پیچند.<BR>۵- باشچه مانندی که پیش زین باشد.<BR>۶- پوست جانور درنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ) [ ع. ] ۱- (ص.) نرم، لین. ۲- فراش. ؛فراش ~ بستر نرم. ۳- (اِ.) جامهای که بر بالای جامهها پوشند. ۴- پارچهای که در آن جامه پیچند. ۵- باشچه مانندی که پیش زین باشد. ۶- پوست جانور درنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وثیر. [ وَ ] (ع ص، اِ) پاسپرده . وثیرة، مؤنث . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ پارچه ای که در آن جامه پیچند.(ناظم الاطباء). پارچه ای که در آن جامه ها نهند و به وی پوشند. (منتهی الارب ). ◄ جامه ای که بر بالای جامه ها پوشند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ بالشچه مانندی که پیش زین باشد. ◄ بستر نرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). - فراش وثیر؛ فراش نرم پاسپرده . (ناظم الاطباء). ◄ پوست جانوران درنده . ◄ مرکبی است که از حریر و دیبا سازند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).