وایافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وایافتن . [ت َ ] (مص مرکب ) بازیافتن . (یادداشت های مرحوم دهخدا). دریافتن و ادراک نمودن . (از آنندراج ) : گفتا خرم از میانه گم بود وایافتنش به اشتلم بود. نظامی . این رشته قضا نه آن چنان تافت کو را سررشته واتوان یافت . نظامی . ز خلق آن چنان برد پیوند را که سگ وانیابدخداوند را. نظامی .