واخیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.) از هم جدا کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.) از هم جدا کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واخیدن . [ دَ ] (مص ) از هم جدا کردن . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مؤید الفضلاء). ◄ جدائی نمودن . (برهان ) (ناظم الاطباء). ◄ پشم و پنبه برزده از هم جدا کردن . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). پنبه زدن و پاک کردن آن . (ناظم الاطباء). حلاجی کردن . (آنندراج ). انتقاش . نقش . زدن . فلخیدن . فلخمیدن . (یادداشتهای مؤلف ): تنفیش، واخیدن پشم و پنبه و موی . (منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ). تسبیح، واخیدن پشم و پنبه یعنی پیچیدن از بهر تافتن و ریسیدن . (مجمل اللغة). ◄ بُراق شدن . (از یادداشتهای مؤلف ). ◄ جستن مرغ به منقار پرهای خود را. (از یادداشت مؤلف ). واخیدن مرغ پر و موی خود را. (از یادداشت مؤلف ). ◄ واخیدن موی را، خوار کردن . (از یادداشت مؤلف ).