هیند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هیند. (اِخ ) هند است که هندوستان باشد. (آنندراج ) (برهان ). رجوع به هندوستان شود.
هیند. [ ی َ ] (فعل ) صورتی و تلفظی محلی از کلمه ٔ هستند : گفت یارب گر تو را خاصان هیند که مبارک دعوت و فرخ پیند. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هیند. (اِخ ) هند است که هندوستان باشد. (آنندراج ) (برهان ). رجوع به هندوستان شود.
هیند. [ ی َ ] (فعل ) صورتی و تلفظی محلی از کلمه ٔ هستند : گفت یارب گر تو را خاصان هیند که مبارک دعوت و فرخ پیند. مولوی .