هیمنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ مَ نِ) [ ع. هیمنة ] (مص ل.)<BR>۱- آمین گفتن.<BR>۲- نگهبانی کردن.<BR>۳- در فارسی: وقار، شکوه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ مَ نِ) [ ع. هیمنه ] (مص ل.) ۱- آمین گفتن. ۲- نگهبانی کردن. ۳- در فارسی: وقار، شکوه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هیمنة. [هََ م َ ن َ ] (ع مص ) آمین گفتن . ◄ بال گستردن طایر بر بچه ٔ خود. ◄ نگاهبان و رقیب گردیدن بر چیزی . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ (اِ) در تداول، شکوه و وقار و مهابت که از بزرگی و عظمت کسی در دل افتد. (یادداشت مؤلف ).