هیام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هیام . [ هَُ ] (ع ص، اِ) ج ِ هیمی ̍. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به هیمی ̍ وهیماء شود. شیفتگی و شوریدگی از عشق که به دیوانگی ماند یا نوعی از دیوانگی . (آنندراج ) (منتهی الارب ). دیوانگی از عشق . (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). ◄ تشنگی زده اشتر. (مهذب الاسماء). ◄ تشنگی سخت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (اِ) تب شتر یا نوعی از بیماری ستور. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ ریگ روان و پیوسته ریزان یا ریگستان خشک باریک خاک . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به هَیام شود.
هیام . (ع مص ) دوست داشتن . شوریده شدن کسی از عشق و غیر عشق که نداند به کجا میرود. ◄ سخت تشنه شدن شتر. (اقرب الموارد). ◄ (ص، اِ) ج ِ هیماء. (منتهی الارب ).
هیام . [ هَُ ی ْ یا ] (ع ص، اِ) ج ِ هائم . رجوع به هائم شود. (منتهی الارب ). دوست دارندگان و عشاق وسوسه زده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ مردم وسوسه زده . (منتهی الارب ) (آنندراج ).