هکک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هکک . [ هَُ ک َ ] (اِ) به معنی هکچه که جستن گلوباشد، و به عربی فواق خوانند. (برهان ) : زآب سنان به سینه ٔ دشمن فرونشان چون زامتلای خون دل او را هکک بود. امیرخسرو.
هکک . [ هَِ ک َ ] (اِ) چیزی را گویند مانند کجاوه . (برهان ).