هکوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هکوع . [ هَُ ] (ع مص ) آرمیدن زیر درخت و جای گرفتن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ فرودآمدن به قوم بعدِ شام . (منتهی الارب ). فرودآمدن به قوم پس از فرارسیدن شامگاه . (از اقرب الموارد). ◄ نگونسار افتادن بر زمین . (منتهی الارب ). ◄ رفتن . یقال :ماادری أین هکع؛ یعنی نمیدانم کجا رفت . (از منتهی الارب ). ◄ سرفیدن شتر. (منتهی الارب ). این معنی در اقرب الموارد برای مصدر هکع و هکاع آمده است . ◄ فروهشتن شب تاریکی خود را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ باز شکسته شدن استخوان بعدِ درستی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).