هوس شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هوس شدن . [ هََ وَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) به هوس آمدن . آرزو و خواهانی یافتن : طبع تو را تا هوس نحو شد صورت علم از دل ما محو شد. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هوس شدن . [ هََ وَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) به هوس آمدن . آرزو و خواهانی یافتن : طبع تو را تا هوس نحو شد صورت علم از دل ما محو شد. سعدی .