فرهنگ لغت

هنرپروری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هنرپروری . [ هَُ ن َ پ َرْ وَ ] (حامص مرکب ) پروردن و تربیت کردن هنرمندان را. هنر را بزرگ داشتن . کوشش برای هنر : نجوید کسی بر کسی برتری مگر از طریق هنرپروری . نظامی .

معنی هنرپروری | فرهنگ لغت