همکاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.)<BR>۱- هم شغلی.<BR>۲- شرکت با دیگری در کاری و شغلی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) ۱- هم شغلی. ۲- شرکت با دیگری در کاری و شغلی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همکاری . [ هََ ] (حامص مرکب ) هم پیشگی . ◄ شرکت در کاری . (آنندراج ) : از هم آرایشی و همکاری هر یکی را دگر کند یاری . نظامی . ◄ رقابت : یک دم از رشک تو آرام ندارد خورشید هیچ دردی بتر از غیرت همکاری نیست . صائب .
مترادف و متضاد واژهدان
معاضدت، همراهی، همیاری دستیار، شراکت، همپیشگی، همدستی، همشغلی، همقطاری
فرهنگ طیفی واژهدان
تعاون، همراهی، برادری، اخوت، پیوستگی، همبستگی، رفاقت، دوستی تشریک مساعی، اشتراک مساعی، مشارکت، همدستی، همیاری، هماهنگی عضویت، شراکت، داوطلبی، رغبت پیمان، بدهبستان، سازش، محاوره اتفاق، اتحاد وفاق، نظر موافق مساعدت، کمک
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی