هم چنین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. چُ) (ق.) مانند این، مثل این.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. چُ) (ق.) مانند این، مثل این.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همچنین . [ هََ چ ُ / چ ِ ] (ق مرکب ) هم چنین . هم چون این . به معنی نیز و هم است . بدینگونه . هم بدین وضع. (یادداشتهای مؤلف ) : دگر دست لشکَرْش را همچنین سپاهی بیاراست گرد و گزین . فردوسی . که ماهوی را بادتن همچنین فکنده پر از خون به روی زمین . فردوسی . ببر همچنین نزد آن پهلوان بدان تا شود شاد و روشن روان . فردوسی . بپوشید رویش به دیبای چین که مرگ بزرگان بود همچنین . فردوسی . تا بدین هفت فلک سیر کند هفت اختر همچنین هفت پدیدار کند هفت اورنگ . فرخی . هندو جواب داد که همچنین است . (کلیله و دمنه ). مرا همچنین چهره گلفام بود. سعدی (بوستان ). همچنین در زمره ٔ توانگران . (گلستان ). اگر همچنین سر به خوددربرم چه دانند مردم که دانشورم ؟ سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی