هلاک گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هلاک گشتن . [ هََ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) هلاک شدن . هلاک گردیدن . مردن . درگذشتن . جان دادن : اشتر چو هلاک گشت خواهد آید به سر چَه و لب جر. ناصرخسرو. بسیار کس به کید و حیلت خود هلاک گشتند. (کلیله و دمنه ). رجوع به هلاک گردیدن شود.