هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۱۸۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای بخوبی از همه خوبان عالم خوبتر شیوه حسن و جمالت هر یک از هم خوبتر آدمی، گر یوسف مصرست، مانند تو نیست ای تو از مجموع فرزندان عالم خوبتر رنگت از میحالتی دارد، که از گل خوشترست و آن عرق بر عارض پاکت ز شبنم خوبتر خوبتر شد روی گلگونت، بدور خط سبز آری، آری، باغ باشد سبز و خرم خوبتر ملک جان، تسلیم سلطان خیالش شد، که هست کشور ما بر چنین شاهی مسلم خوبتر کاسه کاسه با سگانت میخورم خون جگر زآنکه میخوبست و با یاران همدم خوبتر تشنه لب بوسد هلالی خاک آن در، ز آنکه هست خاک پای پاک آن کو ز آب زمزم خوبتر