هزارگان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.) نوعی تنبیه و شکنجه، هزار تازیانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) نوعی تنبیه و شکنجه، هزار تازیانه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هزارگان . [ هََ / هَِ ] (ص نسبی ) هزاران . هزار : هزارگان درم فرمود ایشان را و همگان امید گرفتند. (تاریخ بیهقی ). ◄ مرتبه ٔ چهارم اعداد دهدهی که پس از صدگان است و آن شامل اعداد چهاررقمی است .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی