هرهفت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرهفت کردن . [ هََ هََ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هفت قلم آرایش کردن . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). آرایش کردن خود یا دیگری را. آراستن و زیب و زیور به کار بردن : خاقانیا عروس صفا را به دست فقر هرهفت کن که هفت تنان دررسیده اند. خاقانی رجوع به هرهفت و هر هفت کرده شود.