هدورام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هدورام . [ ] (اِخ ) پسر پنجمین یقظیان گمان دارند که قبیله ٔ وی در ساحل جنوبی عربستان سکونت داشته . (قاموس کتاب مقدس ). رجوع به کتاب مقدس، سِفْرِ پیدایش، بخش ١٠ آیت ٢٧ شود.
هدورام . [ ] (اِخ ) پسر توعو پادشاه حماة که در کتاب سموئیل یورام خوانده شده است . (از قاموس کتاب مقدس ).
هدورام . [ ] (اِخ ) رئیس تسخیری که در ایام رحبعام واقع شد. بعضی را گمان چنان است که او و نیرام که رئیس تسخیر ایام سلیمان بود و اورام که در ایام داود رئیس جزیه بوده و سدورام همه یک شخص اند. (از قاموس کتاب مقدس ).