هداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هداد. [ هََ ] (ع اِمص ) رفق و تأنی . «هدادیک » گویند به صورت تثنیه . (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) قوم هداد؛ مردم ترسو. (از اقرب الموارد).
هداد. [ هََ دْ دا ](اِخ ) ابن شرجیل . یکی از ملوک یمن پدر بلقیس زوجه ٔ سلیمان بن داود علیهاالسلام . (یادداشت به خط مؤلف ).