هجیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هجیج . [ هََ ] (ع مص ) شکستن خانه را و ویران کردن . (منتهی الارب ). ویران کردن خانه . (اقرب الموارد). ◄ به مغاک فروشدن چشم کسی . ◄ برآمدن بانگ آتش . ◄ (اِ) بانگ آتش . (اقرب الموارد). ◄ وادی مغاک . (منتهی الارب ). وادی عمیق . (اقرب الموارد). ◄ زمین دراز که بر شتاب آرد رونده را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ خطی که بر زمین کشند بطریق فال کهانت . ج، هُجّان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).