هجل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هجل . [ هَُ ج ُ ] (ع ص ) تنگ : طریق هجل ؛ راه تنگ .(منتهی الارب ). الطریق غیرالملحوب . (اقرب الموارد).
هجل . [ هََ] (ع مص ) چشم گردانیدن زن تا اشاره کند مردی را. (منتهی الارب ). گردانیدن چشم تا غمزه کند بدان مرد را. (اقرب الموارد). ◄ انداختن چیزی را. (منتهی الارب ). افکندن نی یا دیگر چیز را. (اقرب الموارد). ◄ (اِ) زمین هموار پست میان کوه یا عام است . ج، اهجال، هِجال، هُجول، هجلات . (منتهی الارب ). زمین مطمئن و گویند زمین مغاک پست و گشاده میان کوهها که نوردیدنگاه آن مطمئن و سخت بود. (اقرب الموارد).