هبهبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هبهبة. [ هََ هََ ب َ ] (ع اِ) بانگ گشن هنگام هیجان گشنی . (معجم متن اللغة).
هبهبة. [ هََ هََ ب َ ] (ع مص ) به شتاب رفتن . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). به شتاب و نشاط رفتن . (معجم متن اللغة). ◄ درخشیدن سراب . ◄ بیدار شدن از خواب . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). ◄ بانگ بر زدن . ◄ تیز شدن گشن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). به هیجان درآمدن گشن برای گشنی . ◄ خواندن کسی را به چیزی . (معجم متن اللغة). ◄ زجر کردن . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). راندن . ◄ ذبح کردن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). ◄ خواندن گشن را به گشنی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (معجم متن اللغة). هبهب بالتیس ؛ خواند او را به گشنی . (ناظم الاطباء). اسم از آن : هبهبة است .