هارو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هارو. (یونانی، ص ) شجاع و بهادر. ◄ (اِخ ) نام معشوقه ٔ اندروس . (ناظم الاطباء). نام زن اندروس است و هارو جزیره ای داشت در میان دریا و شبها آتش افروختی تا اندروس به فروغ آتش شناکنان آمدی وپیش هارو رفتی . یک شب بادی شد و آتش را بکشت و اندروس در میان دریا گم شد و بمرد. (برهان ) (آنندراج ).
هارو. [ رُ ] (اِخ ) نام شهری از اسپانیا از ایالت لوگرونو که ده هزار تن سکنه دارد. کرسی ناحیه ای است و تجارت مردم آن شراب است .