فرهنگ لغت

هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مهجور تو را شب خیالی که مپرس رنجور تو را روز ملالی که مپرس گفتی هاتف چه حال داری بی‌من در گوشه‌ای افتاده به حالی که مپرس

معنی هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷ | فرهنگ لغت