فرهنگ لغت

هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دارم ز غم فراق یاری که مپرس روز سیهی و شام تاری که مپرس از دوری مهر دل فروزی است مرا روزی که مگوی و روزگاری که مپرس

معنی هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶ | فرهنگ لغت