نیکوخویی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکوخویی . (حامص مرکب ) نیک خویی . نیکوخو بودن . رجوع به نیکوخو شود : از نکورسمی و نیکوخویی و نیک دلی به سوی اوست همه چشم و دل و گوش پدر. فرخی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکوخویی . (حامص مرکب ) نیک خویی . نیکوخو بودن . رجوع به نیکوخو شود : از نکورسمی و نیکوخویی و نیک دلی به سوی اوست همه چشم و دل و گوش پدر. فرخی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی