نیکوخوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکوخوی . (ص مرکب ) نیکوخو. نیک خو : نیکوخوی را هم این جهان بود و هم آن جهان . (تاریخ بیهقی ص ٣٣٩). هرکه از تو نیکوخوی تر از تو صوفی تر. (کیمیای سعادت ). شاهی بود... بذله گوی نیکوخوی . (سمطالعلی ص ٣٥).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی