نیکواندام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکواندام . [ اَ ] (ص مرکب ) خوش اندام . خوش ترکیب : مطرهف ؛ مرد تمام خلقت نیکواندام .ظبیة همیر؛ آهو ماده ٔ نیکواندام . (از منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکواندام . [ اَ ] (ص مرکب ) خوش اندام . خوش ترکیب : مطرهف ؛ مرد تمام خلقت نیکواندام .ظبیة همیر؛ آهو ماده ٔ نیکواندام . (از منتهی الارب ).