نیک نیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک نیک . (ق مرکب ) به خوبی . کاملاً. به کلی . یک باره : جان دریغم نیست از عیسی ولیک واقفم بر علم دینش نیک نیک . مولوی . گفت نادر چیز می خواهی ولیک غافل از حکم خدایی نیک نیک . مولوی . تو قیاس از خویش می گیری ولیک دور دور افتاده ای تو نیک نیک . مولوی .