نیک عهدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک عهدی . [ ع َ ] (حامص مرکب ) وفای به عهد. (فرهنگ فارسی معین ). وفاداری . نیک عهد بودن : اگرچه نیک عهدی پیشه می کرد جهان بدعهد بود اندیشه می کرد. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک عهدی . [ ع َ ] (حامص مرکب ) وفای به عهد. (فرهنگ فارسی معین ). وفاداری . نیک عهد بودن : اگرچه نیک عهدی پیشه می کرد جهان بدعهد بود اندیشه می کرد. نظامی .