نیک روز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک روز. (ص مرکب ) سعید. سعادتمند. خوشبخت . نیک اختر : جهاندار نیک اختر نیک روز شما را سپرد آن زمان نیمروز. فردوسی . دگر آتش ز جام می فروزان نشاط او چو بخت نیک روزان . فخرالدین اسعد. یافتستی روزگار امروز کن خویشتن را نیک روز و نیک فال . ناصرخسرو. بدان را نیک دارید ای عزیزان که خوبان خود عزیز و نیک روزند. سعدی . یکی گفتش ای خسرو نیک روز ز دیبای چینی قبائی بدوز. سعدی .