نیامد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیامد. [ ن َ م َ ] (مص مرخم، اِمص ) ادبار. مقابل آمد به معنی اقبال . (یادداشت مؤلف ): فلان کار آمد نیامد دارد. این علامت نیامد کار است . سرکه انداختن آمد نیامد دارد. (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیامد. [ ن َ م َ ] (مص مرخم، اِمص ) ادبار. مقابل آمد به معنی اقبال . (یادداشت مؤلف ): فلان کار آمد نیامد دارد. این علامت نیامد کار است . سرکه انداختن آمد نیامد دارد. (یادداشت مؤلف ).