نکوخواهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نکوخواهی . [ ن ِ خوا / خا ] (حامص مرکب ) عمل نکوخواه . صفت نکوخواه . خیرخواهی . خیراندیشی . رجوع به نکوخواه شود : بر او نام نکوخواهی بماند همان در نسل او شاهی بماند. نظامی . ◄ نصیحت . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نیک خواهی شود.