نکوخو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نکوخو. [ ن ِ ] (ص مرکب ) با حسن خلق . خلیق . خوش خلق . (یادداشت مؤلف ). نکوخوی : زنده تر از آنید و به نیروتر ازآنید والاتر از آنید و نکوخوتر از آنید. منوچهری . بدخو شود از عشرت او سخت نکوخو عاقل شود از عادت او سخت موله . منوچهری .