نکز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نکز. [ ن ِ ] (ع اِ) فرومایه و بلایه از هر چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رذال . (اقرب الموارد). رذل از خواسته و مردم . لغتی است در نِقْز. (از متن اللغة). ◄ باقی مانده ٔ مغز در استخوان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
نکز. [ ن ُ ک ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ نَکوز. رجوع به نَکوز شود. ◄ ج ِ ناکز. رجوع به ناکز شود.
نکز. [ ن َ ک ِ ] (ع ص ) بئر نکز؛ چاه کم آب . (از اقرب الموارد) (از لسان العرب ). و رجوع به ناکز شود.