نکث
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- شکستن عهد و پیمان.<BR>۲- به هم زدن معامله.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- شکستن عهد و پیمان. ۲- به هم زدن معامله.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نکث . [ ن َ ] (ع مص ) تاب بازدادن رسن و ریسمان . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ) (از ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ١٠١). تاب باز گردانیدن از رسن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). تاب باز کردن از رسن . (از غیاث اللغات ). ◄ غاز کردن پشم گلیم و چادر کهنه را تا دوباره ریسیده شود. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ پراکنده شدن سر مسواک . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ شکستن عهد. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ١٠١) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (زوزنی ). شکستن پیمان را. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). نقض کردن عهد و بیع. (از اقرب الموارد) : و چند حرکت که بر نقض عهد و نکث میثاق دال ّ بود از او صادر شد. (جهانگشای جوینی ). ◄ مجازاً، مطلق شکستن و قطع. (از غیاث اللغات ). ◄ (اِمص ) نقض عهد. (ناظم الاطباء).
نکث . [ن ِ ] (ع اِ) غازکرده و تاب بازکرده از جامه و بافتنی تا دوباره ببافند. (از اقرب الموارد). ج، اَنکاث .
واژگان قرآن
إِذا هُمْ یَنْکُثُونَ «نکث» (بر وزن مکث) در اصل به معناى باز کردن ریسمان تابیده است، و سپس به معناى شکستن پیمان و نقض عهد به کار رفته است.(3)