فرهنگ لغت

نوسان داشتن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مواج بودن، تشعشع کردن، مرتعش بودن، ضربان داشتن، تاب خوردن، آویزان بودن تلوتلو خوردن، لرزان بودن شعله، سوسو زدن، تپیدن، پت‌پت کردن تکان خوردن، جنبیدن، حرکت کردن متلاطم بودن بی‌عزم بودن

معنی نوسان داشتن | فرهنگ لغت