نوده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوده . [ ن َ دِه ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان مصعبی بخش حومه ٔ شهرستان فردوس، در ٢٦ هزارگزی مشرق فردوس و ٣ هزارگزی راه نوغاب به فردوس، در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ٢٨٢ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و پنبه و زعفران و میوه ها و ابریشم و زیره، شغل مردمش زراعت و قالیچه بافی است . مزارع نوده بالا، نوده پائین، محترم آباد، حاجی سلمانی، کوک آبادجزو این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
نوده . [ ن َ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از بخش نمین شهرستان اردبیل، در ٢٧ هزارگزی شمال شرقی اردبیل و ٤ هزارگزی جاده ٔ اردبیل به آستارا، در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ٤٠٥ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه، محصولش غلات و حبوبات، شغل مردمش زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
نوده . [ ن َ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کیوی بخش سنجبد شهرستان هروآباد، در ١١ هزارگزی مغرب سنجبد کیوی و ٦ هزارگزی جاده ٔ هروآباد به اردبیل، در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است . ٣١٢ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات، شغل مردمش زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).