نمک پراکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمک پراکندن . [ ن َ م َ پ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نمک پاشیدن . نمک افشاندن : خلقی به تیغ غمزه ٔ خون خوار و لعل لب مجروح می کنی و نمک می پراکنی . سعدی . ریش فرهاد بهترک بودی گر نه شیرین نمک پراکندی . سعدی .