نقیبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقیبی . [ ن َ ] (حامص ) ریاست . (ناظم الاطباء). ◄ (ص نسبی ) منسوب به نقیب .
نقیبی . [ ن َ ] (اِخ ) محمد (سیدمیر...)بن محمد لوحی حسینی موسوی سبزواری اصفهانی، ملقب به مطهر و معروف به نقیبی . از علمای امامیه ٔ قرن یازدهم است . او راست : کفایةالمهتدی فی احوال المهدی . رجوع به ریحانة الادب ج ٤ ص ٢٣٣ و الذریعة ج ١ ص ٤٢١ شود.