نقاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقاع . [ ن َق ْقا ] (ع ص ) بسیار ظاهرکننده فضایل را که ندارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنکه فضیلت های بسیاری ادعا کندکه دارای آنها نباشد. (ناظم الاطباء) (از المنجد).
نقاع . [ ن ِ ] (ع اِ) ج ِ نقع. رجوع به نَقع شود.
نقاع . [ ن َ ] (ع اِ) ظرفی که در آن مویز و امثال آن خیسانند. (از المنجد). ظرفی که در آن چیزی خیسانند. (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ).