نقابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقابة. [ ن َ ب َ ] (ع مص ) نقیب گردیدن سپس آنکه نبود . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). نقیب شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). نقیب شدن بر قوم . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ ستودن . (از غیاث اللغات ) (آنندراج ).
نقابة. [ ن ِ ب َ ] (ع اِمص ) مهتری . نقیبی . (ناظم الاطباء). رجوع به نقابت و نَقابَة شود. ◄ (مص ) نقیبی کردن بر قوم . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ). نقیبی و مهتری کردن . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ سالار شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ١٠١). ◄ رفتن . (از منتهی الارب ). رفتن در زمین . (آنندراج ). ◄ بحث کردن از اخبار و کاویدن یا خبر دادن . ◄ درپی کردن : نقب الخف ؛ درپی کرد آن را. (منتهی الارب ). ◄ خواری و بدبختی رسیدن کسی را . (از منتهی الارب ).