نفس پرستی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفس پرستی . [ ن َ پ َ رَ ] (حامص مرکب ) هوسبارگی . عمل نفس پرست . رجوع به نفس پرست شود : هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است . سعدی .
فرهنگ طیفی واژهدان
هواپرستی، شهوترانی، خوشگذرانی، هوسرانی، هوسبازی، الواطی، عشرت، هدونیسم، اپیکوریسم فقدان معنویت، مادیت شهوت، هواوهوس، هوای نفسانی، هوای نفس، شهوات بهیمی و سبعی، لذت جسمانی، لذت فیزیکی، تنعم، وفور، خوشی، افراط، عدم اعتدال فسق، فسقوفجور، بیعفتی، پرخوری، عیاشی هیزی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی