نظران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظران . [ ن َ ظَ ] (ع مص ) نگریستن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ به تأمل نگریستن . ◄ نمودار کردن زمین گیاه خود را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ رحم کردن و مهربان شدن و مدد کردن . ◄ حکم کردن میان مردمان . (از منتهی الارب ). در تمام معانی رجوع به نَظَر شود.