نصیرالدوله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نصیرالدوله . [ ن َ رُدْ دَ / دُو ل َ ](اِخ ) رستم بن شهریاربن قارن مشهور به اصفهبد [ اسپهبد ] ملک الجبال و شاهنشاه غازی و ملقب به نصیرالدوله از امرای آل باوند است، بعد از پدرش اصفهبد حسام الدوله شهریار به پادشاهی مازندران رسید و مدتها با سلطان سنجر سلجوقی کشمکش داشت و سنجر با همه ٔ کوشش ها نتوانست بر وی غلبه کند، و بعد از مرگ سنجر از اوضاع آشفته ٔ مملکت ایران استفاده کرد و قلمرو سلطنت خود راتا حدود بسطام و دامغان وسعت داد و تا سال ٥٥٨ هَ .ق . سلطنت کرد. (از تاریخ ادبیات در ایران دکتر صفا ج ٢ ص ٤٨). و نیز رجوع به تاریخ طبرستان ج ٢ ص ٨٦ شود.
نصیرالدوله . [ ن َ رُدْ دَ / دُو ل َ ] (اِخ ) مسعودبن محمود غزنوی، لقب سلطان مسعود غزنوی است . رجوع به تاریخ گزیده ص ٣٩٧ و نیز رجوع به مسعود شود.
نصیرالدوله . [ ن َ رُدْ دَ/ دُو ل َ ] (اِخ ) محمدبن ابراهیم مکنی به ابوالقاسم . رجوع به آثارالباقیه ص ١٣٣ و محمدبن ابراهیم شود.