ندای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ندای . [ ن ِ ] (از ع، اِ) ندا. نداء. رجوع به ندا شود : در این بود سر بر زمین فدای که گفتند بر گوش جانش ندای . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ندای . [ ن ِ ] (از ع، اِ) ندا. نداء. رجوع به ندا شود : در این بود سر بر زمین فدای که گفتند بر گوش جانش ندای . سعدی .