نحلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نحلة. [ ن ُ ل َ ](ع، اِمص، اِ) بخشش . عطا. (غیاث اللغات ). عطا. (مهذب الاسما). ◄ صدقه . (غیاث اللغات ). ◄ باریکی . لاغری . دقت و هزال . نُحل . (المنجد).
نحلة. [ ن ِ ل َ / ن ُ ل َ ] (ع مص ) کابین زن دادن بی عوضی و بی طلبی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مهر زن را دادن . (اقرب الموارد). اسم مصدری است نحل را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کاوین فرادادن به خوش منشی . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ عطا کردن بدون عوض . (از اقرب الموارد). ◄ پیدا کردن و نامیدن کابین را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ دادن . (زوزنی ). ◄ دعوی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ ادعای مَهر کردن و خواهانی نمودن . (ناظم الاطباء) . ◄ (اِ) مذهب . دیانت . (اقرب الموارد). ◄ عطیة. هبة. (المنجد). عطیه ٔ بی طلب . نحلان . (یادداشت مؤلف ). ج، نُحَل، نِحَل .
نحلة. [ ن ِ ل َ ] (ع اِ) مذهبی که کسی بر خود ببندد و به خود نسبت کند. (ناظم الاطباء). دعوی . (المنجد). دینی که از جانب خدای تعالی نیامده باشد. (یادداشت مؤلف ). ◄ مذهب . دیانت . (المنجد). ملت .دیانت . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اصطلاح فقه ) هبه . (یادداشت مؤلف ). بخشش مال غیرمنقول مقابل هدیه که بخشش مال منقول است . (حقوق مدنی تألیف عمید).