نتق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نتق . [ ن َ ] (ع مص ) برکشیدن دلو را از چاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). کشیدن دلو بزرگ از چاه . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ برکندن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ٩٨) (زوزنی ) (فرهنگ خطی ). ◄ جنبانیدن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (از اقرب الموارد). حرکت دادن . تکان دادن . (از معجم متن اللغة). قوله تعالی : و اذ نتقنا الجبل (قرآن ١٧١/٧)؛ ای زعزعناه . ◄ تکان دادن و ناراحت ساختن چارپا و مرکب، سوار خود را. (از المنجد). ◄ فشاندن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). افشاندن چیزی را. (از ناظم الاطباء). ◄ گستردن . (از اقرب الموارد). ◄ بسیاربچه شدن زن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). زیاد شدن بچه ٔ زن یا ناقه . (از المنجد). ◄ پوست باز کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ). باز کردن و برکندن پوست . (از ناظم الاطباء). پوست کندن . سلخ . (از المنجد). ◄ فتق . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ سخن گفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ در تداول عامه، قی ٔ. (از المنجد).